نام مهدی صدهزاران درد درمان می کند
مدعی گوید که با یک گل نمی شود بهار
ما گلی داریم که دنیا را گلستان می کند
میلادش بر همگان مبارک
سلام و صدهزاران سلام و درود بر مهدی موعود
اما مسابقه :
نظر همه ی دوستان خیلی قشگ و زیبا بود و به نظر من همه برنده اند اما طبق رای دوستان:
نفرات اول
دوست خوبم گل یخ و نوازش خدا مشترکا انتخاب شدند و
نفر دوم
دوست خوبم یاز که به این دوستان تبریک گفته و از خداوند توفیق روزافزون برای همه شما دوستان خواهانم![]()
اما در پایان یکی از دوستان که به مسابقه نرسیده بود نظری داده که بسیار جالب است ایشان( چنین گفته اند:
الحمد لله علی ای حال که ای پروردگار، داده ات نعمت و نداده ات حکمت است.
دوست من بر خلاف این خانم کمتر از قیافه ی نسبتآ نامناسبش شکایت می کنه. یعنی با این مسئله به خوبی کنار اومده و سعی می کنه از سایر استعدادهاش نهایت استفاده رو بکنه. این طوری توجه سایر افراد هم به قیافه ی نه چندان زیباش کمتر معطوف می شه.
از همه دوستان تشکر می کنم و تقاضا دارم که آدرس میلشان را بگذارند تامن هدیه ناقابلی جهت یادگاری برایشان ارسال کنم
عطر نفس بقیـــــــــــــــــــــه الله آمد
با جلوه ی سجاد و ابوالفضل و حسین
یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد
اعیاد شعبانیه بر شما مبارک باد
خوب دوستان رسم مسابقه را که میدانید به ۳ شماره رای دهید
شماره ۱ دوست خوبم
بعضی از عیب های ظاهری در دست ، صورت و شکل باعث می شه که شخص خود را زشت تصور کرده و به همین دلیل اعتماد به نفس خود را از دست بدهد و از خود خجالت کشیده و فکر کند که در نظر دیگران دوست نداشتنی وزننده است.
اگر استدلال فوق ، استدلال منطقی باشه ، پس اشخاصی که قیافه های طبیعی و مقبول دارند باید ازهر نوع اختلال روانی مبرا باشند و شاداب و خوشحال و متکی به نفس باشند.
در حالی که به هیچ عنوان این اصل صحت نداشته و خوب می دانیم که اصلا اینطور نیست.
برای اینکه در زندگی احساس حقارت و ضعف نکنید تنها کافیه خودتون را باورداشته باشید و با اندیشه های مثبت و نیرو بخش در خودتان جسارت و جرات راافزایش بدید.
احساس حقارت راکنار بذارید چون چنین احساسی باعث شکست وعدم موفقیت شما می شه.
شما همان کسی هستید که در ذهن ، خود را تصورمی کنید پس همواره سعی کنید ارزشهایتان را دائم به خودتون بگید و به خود بقبولانید که خیلی عالی هستید و از عهده هر کاری بر آمده و می تونید بهتراز این عمل کنید.
شرط اساسی برای کسب موفقیت خود باوری و توانایی در عمل است.
زندگي مثل دوچرخه سواري مي مونه .. واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي
وز غصه کناره جوی میباید بود
این مدت عمر ما چو گل ده روز است
خندان لب و تازه روی می باید بود
در مورد موضوع مسابقه این دختر خانوم عزیز نه نیازی به نصیحت داره و نباید او را نصیحت کرد
بلکه باید به مرور او را با زیبایی های درونی خودش آشنا کنیم
هر انسانی فقط یک جنبه ندارد و .........
زمانی که خود و توانمندی های خود را شناخت و اعتماد بنفس پیدا کرد متوجه می گردد که زیبا ترین موجود دنیا می باشد

اگر روزی دلم گرفت
یادم باشد خدا با من است
یادم باشد فرشتگان برایم دعا می کنند
یادم باشد که ستاره ها شب را برایم روشن
روشن خواهند کرد
یادم باشد قاصدکی در راه است
که بهار نزدیک است
که فردا منتظر می ماند
یادم باشد که من راه رفتن دویدن می دانم
وجاده ها قدمهای مرا خواهد شمرد
اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدای من همین نزدیکی هاست
شماره۴ دوست خوبم

و اما تو ای دختر زشت
خداوند خود زیباست وجنبه های زیبایی او بسیار
وچون انسان هم ریشه خدایی دارد از جنبه های زیادی می تواند زیبا شود
وهمان خدای زیبا وزیبا پسند وعادل یکی از جنبه های زیبایی ظاهری تو را نداده
است تا تو مجبور شوی از جنبه های بسیار دیگر زیبا شوی ودر آن زیبایی ها خدا را
ببینی و از زیبایی خدا لذت ببری و آنوقت شاید از خدا تشکر هم کنی که زیبایی
خودش را به تو هدیه داده است و تو در دنیای دیگر از زیبا ترینها وهم در این دنیا
خواهی بود اصلا زیبایی به ظاهر نیست چون بعضی وقتها بازی کن های زشت
فوتبال در دنیا محبو بترین می شوند وعکس زشت آنها روی پیر اهن ها چاپ می
شود .چطور بود دخترم؟! حال کردی ؟!
شماره۵ دوست خوبم:
یک سال از عمر وبلاگم می گذرد خیلی دوست داشتم نظرتون رو در مورد محتوایی آن بدهید . راستی آپ کردم با اولین شعری که با آن آغاز کرده بودم
... چه خوب بود از درخت خدمت به خلق را می آموختیم !؟
تو هوادار درختی باش
که سر کوچه تنهایی
دست سبز خود را
به کبوتر بخشید
یا علی
شماره۶دوست خوبم:

در مورد قسمت اول پستت : خداوند بشر را با اختیار آفریده و سپس به او عقل و دانائی داده که خود راه درست را انتخاب کند و به بیراهه نرود .
هیچکس در این دنیا زشت نیست . چه بسا قیافه های زیبا که ظاهری دلفریب دارند و سیرت زشتشان آن زیبائی را کریه می نماید . و چه سیرتها زیبا و معنوی که ظاهر ناخوشایند را زیبا نشان میدهد . پس زندگی فقط رنج نیست . زیبائیهائی هم دارد که......... مثل اینکه خیلی موعظه کردم !

دلت شاد و غمت بر باد
خوبی؟
مهم این هست که انسان روح و تمام وجود خود راپاک نگهدارد و با اطمینان کامل درصد خطا ها وگناهان خود را پایین بیاورد تا در اینده افسوس زمان را نخورد..............
موفق باشی



و به آغاز کلام ،
و به پرواز کبوتر در ذهن ،
واژه ای در قفس است...
عشق داشتن و محبت کردن را یاد بگیر و آنگاه ببین که چقدر در نزد دیگران عاقل تر و متین تر جلوه خواهی کرد .
دوست داشتن دیگران کار سختی است و برای تو یک چالش و نبرد به شمار می آید اما تو در زندگی چاره ای نداری به جز اینکه به سلاح عشق مسلح شوی و در دوست داشتن تا سرحد یک استاد ماهر گردی...
از همه ی شما عزیزان پیشاپیش تشکر می کنم
خدا، خود به زمین نمی آید تا آلام ما را تسکین بخشد بلکه از طریق بندگان دیگرش چنین می کند . پس نیایش به درگاه خداو تمنای یافتن توان برای تسکین آلام و رنج های دیگران، به معنی اعلام شوق و آمادگی فرد برای انجام این کار است.
بدون احساس یکی بودن با خداوند، خود را آنچنان کوچک حس می کنم که گویی هیچ هستم. به محض این که نزد خود، تصمیم به انجام کاری می گیرم، ناچیزی و بی ارزشی خود را احساس می کنم و حس می کنم که کس دیگری و قدرت برتری باید به کمکم بیاید.
همواره خداوند مرا در میان دشواری هایم دیده است.
ما انسانها هنگامی که با بحران مواجه می شویم ، رفتاری مانند کودکان از خود نشان می دهیم و شروع به گریه و نیایش می کنیم . در چنین اوضاعی، اعتقادهای عقلانی ما به هیچ وجه رضایتمان را جلب نمی کند. نیایش برای حل مشکل نیست، نیایش برای برانگیختن روح خدایی در درون خودمان است.
به معنی خدا و نیایش پی نخواهی برد مگر خود را در حد صفر فرو کاهی. باید آنقدر فروتن باشیم که بدانیم با وجود بزرگی خود و عقل و روحمان، در این عالم هستی ، از یک نقطه کمتریم.
فقط زمانی که خودخواهی را با تلاش آگاهانه از خود دور کنیم و با خضوع حقیقی به خداوند نزدیک شویم، نیایش هایمان پاسخ می گیرند.
هدف نیایش، این است که خدا، ما را به زنان و مردانی بهتر بدل سازد.
سلام به همه یه دوستای خوبم
داشتم در مورد موضوع مسابقه فکرمی کردم که از دوستی چیزی شنیدیم تصمیم گرفتم همون رو به عنوان موضوع قرار بدم چه پاسخی به این دختر دارید؟
دخترک مقابل آیینه ایستاده بود و با خود فکر می کرد که چقدر زشت است !چرا قدش اینقدر کوتاه است و... با خود گفت خدایا چر مرا زشت آفریدی من حتی اختیار نداشتم ظاهرم را انتخاب کنم چرا مرا به اجبار به این دنیا آوردی؟ من هرگز نمی خواستم در این دنیای پر از غصه بیایم و این همه رنج بکشم
زندگی چیست خون دل خوردن
سراسر رنج و آخرش مردن
موفق باشید![]()

در مذهب ما کــــلام حق نادعلی است
طاعت که قبول حق افتد یاد علی است
از جمله ی آفرینش کون و مکـــــــــــان
مقصود خـــــدا علی و اولاد علی است
ضمن عرض تبریک سالروز میلاد مولود کعبه نتایج مسابقه را طبق آرای دوستان اعلام می کنم البته از نظر بنده همه ی دوستان که در این مسابقه شرکت کردند و یا رای دادند برنده هستنداما .....................................
شماره ۱۰ دوست خوبمان خانم قصه گو تبریک مرا پذیرا باشید امیدوارم که روز به روز به خداوند نزدیک و نزدیک تر شوید
بعد از دوست خوبم قصه گو www.ghesehaayekhoda.persianblog.ir
شماره ۲-دوست خوبمان خانم فرشته ی مهر شماره ۴-دوست خوبم فرامرز شماره۱۳ دوست خوبمان صیاد کبیر شماره ۱۵-دوست خوبمان شاعر گمنام
شماره۱۶ -دوست خوبمان آبی آسمان به صورت مشترک رای آوردند که به همه عزیزان جایزه ناقابلی خواهم داد
اما یک جایزه ی ویژه دارم برای دوستی که به مسابقه نرسید ولی وقتی مطلبی که در وبلاگش بود را دیدم فکر کنم شاید همه ی ما را به فکر فرو می برد دوست خوبم آقا یا خانم یاز http://yazeleily.blogfa.com/که مطلب ایشان را در زیر می آورم
و سالهاست که خداوند به تو درس میدهد در کلاس آفرینش
و درسهارا عملی و باتکرار ها می گویدو هر بار از تو ی شاگرد
می پرسد درس را حاضر کرده ای ؟! سرت را پایین می اندازی و
با سکوت جواب می دهی ؟! کدام درس ؟ و استاد خمی به ابرو
وسپس درس را تکرار می کند با مهرو محبت بیشتر و تو همچنان
شاگرد تنبل این کلاسی ؟! وای به حالت که از این کلاس اخراجت
کنند ودیگر آنگاه برگشتی در کار نیست وتو رفوزه شده ای
و پشیمانی سودی ندارد !
در پایان از دوستان خوبم آوای عشق - امیدوار عزیز و نیایش و سیمرغ عشق و آسمان و در آغوش خداوند وعروسک خدا و امین عزیز و سید عرفان و طنین نازنین بسیار سپاسگزارم و برای همگی توفیق روزافزون از خدامی خواهم![]()
سلام به همه ی دوستان خوبم که لطف کردند و در این مسابقه شرکت کردند من از تمامی نظرات استفاده کردم و واقعا لذت برد به ترتیب نظر دوستان را می گذارم تا شما نیز استفاده کنید در ضمن رای خود را با اعلامشماره مشخص کنید تا برنده معلوم شود بازهم از همه ی شما دوستان سپاسگزارم
هر چند جواب در شکل نردبانی که کشیدید مشخصه اما " تنها راه نیل به او عشق است"
شماره۲ دوست خوبم(
تقوا و خدمت به مردم مهمترین مظاهر این عشق و عبودیت هستند .
شاره ۳ دوست خوبم(
آدمها همه معمارند .
معمار مسجد خويش ،
نقشه اين بنا را خدا كشيده است .
مسجدت را بنا كن ، پيش از آن كه آخرين اذان را بگويند .
وب سایت
شماره ۴ دوست خوبم(
دوست من
ممنون از دعوتت ، به نظر من اون نردبونو خدا خودش واسه هر بندش گذاشته و به تعداد هر نفری که تو این دنیا زندگی می کنه یه نردبان وجود داره . مشکل ما آدما در اینه که تعداد این نردبونا بیشتر از یکیه ، اخه شیطان هم چندتا نردبون مجهز کنار اون نردبون گذاشته. ولی من پله های نردبون خودمو در 17 پله پیدا کردم که خدا خودش گفته چه موقعی و چطور هر پله رو بری بالا . شاید به نظر پله هاش تکراری باشه اما هر مرحله از زندگی واسه خودش یه نردبون داره ، آخه به نظر من هر روزی ، یه مرحله از زندگی آدمه.

تنها نردبان بعد از طلبیدن خدا به سو ی خود . عشق و اشتیاق فراوان برای رسیدن به او
فکر کنم باید جنس نردبان از عشق و اشتیاق باشه
برکت باشید

و تنها نگرانيم قهر کردن عروسکم بود .
کاش جدائيها و فاصلها به اندازه گريه های کودکيم کوتاه بود ...
کاش زندگی مثل بازی با اسباب بازيها شيرين بود ...
کاش ترس و تنهائی به اندازه حبس شدن در اتاق به خاطر شيطنت کودکانه بود و کاش هميشه کودک می ماندم ...
جواب سوالت رادر وبلاگم نوشتم
اميدوارم بخواني.
گاهی اوقات فکر میکنم حرفهای مولانا را درک میکنم!!!!
مردم خدا شنیده ولیکن ندیدهاند
ما دیدهایم، آنچه که مردم شنیدهاند...
وقت خدا آدم را آفرید برای اون دو بال گذاشت. این بالها از بین نرفته . فقط کار نمی کند. باید فعال بشود تا انسان به آسمان باز گردد.
انسان بالش را از دست نداده. بال سر جایش هست . کافی است پرواز و اصل اش را به یاد بیاورد و شروع به پروازکند. باید اول بیدار بشود و بدون که بال دارد...
و پرواز شدنی است...
ممنون که مسابقه زیبا گذاشتی و سوال اساسی را مطرح کردی. من خیلی به جواب سوال باز فکر می کنم و اگر جواب بهتری پیدا کردم برایت می نویسم.
شاید بال ما برای رسیدن به خدا دانایی باشد. به نظرم با دانایی (دانایی حقیقی: نور) می شد به خدا نزدیک شد.
بازم ممنون از مسابقه جالبت.
شماره۹ دوست خوبم(
عرض سلام و ارادت مرا پذیرا باشید
دوست گرامی
نردبان باید از جنس عمل نیک باشد
خداوند سبحان فرموده با انجام فرائض یعنی واجبات بند ه به من خیلی نزدیک می شود و وقتی بنده به من خیلی نزدیک شود من میشوم گوش او چشم او زبان او و دست او
امیدوارم همه ما با اعمال نیک به خداوند نزدیک شویم
یا حق


دوست گلم ، از استاد بزرگی شنیدم که : "... با ایمان می توان از هم اکنون سرنوشت را ملاقات کرد و حتی خـــــــــــــــــــــدا را دید."
پس نردبان_ ""رسیدن به خدا"""، جنس اش باید از ایمان و آن ایمان هم باید از نوع سخت و محکم باشد...
و بعد پله هایش ذکر اسمائ الهی باشد... با ذکر نامهای خداوند پله به پله به او نزدیک و نزدیک تر شده و آنگاه است که روح...
ساختن اینچنین نردبانی ممکنه کمی دشوار باشه ولی ناممکن نیست

چشم دل باز کن که جان بینی آن چه نادیدنی است آن بینی
گر به اقلیم عشق روی آری همه آفاق گلسِتان بینی
بر همه اهل آن زمین به مراد گردش دور آسمان بینی
آن چه بینی دلت همان خواهد و آن چه خواهد دلت همان بینی
هر چه داری اگر به عشق دهی کافرم گر جوی زیان بینی
جان گدازی اگر به آتش عشق عشق را کیمیای جان بینی
تا به جایی رساندت که یکی از جهان و جهانیان بینی
با یکی عشق ورز از دل و جان تا به عین الیقین عیان بینی
که یکی هست و هیچ نیست جز او وحده لا اله الّا هو
شماره ۱۱ دوست خوبم

به نظر من نردبان باید از جنس عشق باشه

خورشيد تابانى است كه ظلمتكده جهان را روشن مىكند و آدمى را به خدا مىرساند. دل، روح و عصاره حيات است كه بدون آن زندگى مفهوم ندارد. عشق، غايت آرزوى انسان است.

شماره۱۳ دوست خوبم
به جهان که دید صیدی که بترسد از رهایی
حدیث قدسی: اگر بندگان بدانند که من چقدر مشتاق آنهایم هر آیینه از شوق جامه می درند

همه روزه روزه بودن، همه شب نماز کردن
همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن
شب جمعه ها نخفتن، به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن
به مساجد و معابد، همه اعتکاف جستن
زمناهی و ملاهی، همه احتراز کردن
زمدینه تا به کعبه ، سر و پا برهنه رفتن
دو لب از برای لبیک، به وظیفه باز کردن
به خدا که هیچ یک را ، ثمر آنقدر نباشد
که به روی نا امیدی ، در بسته باز کردن
وب سایت
شماره۱۴ دوست خوبم(
انسان از دو بخش تشکیل شده است بخش اول جسم انسان وبخش دوم روح انسان. خداوند به جسم انسان روح بخشید تا در این دنیا آزمایش پس دهد و خود را به تکامل برساند برای رسیدن به این تکامل خداوند ابزاری هم به انسان هدیه کرد این ابزار عبارتند از عشق ومحبت ومهربانی و فداکاری و...............تشکیل دهده پله های رسیدن به حق تعالی البته روح انسانهای پاک که معنای این ابزار را درک بکنند.
ولی جسم انسان امکان این که بتواند پله ای با ظرافت روح بسازد ندارد.
دوست گلم امیدوارم موفق باشی.
شماره۱۵ دوست خوبم (
1- آن نردبانی که انسان را به خدا می رساند اول معرفت درک علوهیت است.
2- هر انسانی از دامنه ی مراقبت از هوای نفس ، پر هیز و تقوا می تواند به مقام عبودیت برسد .
3- تمام اینها نیاز مند یک رفاقت صا د قانه با خداست. موفق باشی به من هم سر بزنید. یا علی مدد
| هر وقت تونستیم دل یه انسان رو شاد کنیم. چه مسلمان چه مسیحی چه یهودی و ..... فرقی نمیکنه واسه هر بار شاد کردن دل خلق خدا یکی از پله های این نردبان شکسته میشه و نردبان کوتاه تر.. باید اونقدر به خلق خدا خوبی کنیم تا آسمان از نردبان به سوی ما قدم برداره و پایین بیاد ..و اونقدر زلال باشیم که نیاز به بالا رفتن از این نرده بان نباشه .. در بی کران زندگی دو چیز افسونم می کند.. آبی آسمان را می بینم و میدانم که نیست و خدا را که نمی بینم و می دانم که هست.. منتظرتونم همیشه موفق و شاد زی ![]() | |||||
| وب سایت پست الکترونیک | |||||
امروز تصمیم گرفتم یک مسابقه برگزار کنم داستان زیر را بخوانید و پاسخ دهید به نفرات برتر جایزه ی ویژه ای تقدیم می کنم
یک نفر دنبال خدا می گشت همچنان که می گشت می دید که پرنده ها بعد از خوردن به آسمان نگاه می کنند درخت را دید که دستش را سوی آسمان دراز کرده بود و خداوند را شکر می کرد پس فکر کرد خدا در آسمان است اما چطور می توانست به آسمان برود او که بال نداشت فکر کرد و نردبانی ساخت تا سفری به آسمان کند
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
به نظر شما نردبان باید از چه جنسی باشد تا به خدا برسد؟ و آیا اصلا چنین نردبانی وجود دارد؟
" کسی بر در خانه شما می کوبد. نگذارید پشت در بماند. مباد برود. که اگر برود، خدا برود. در بگشایید و پذیرایش شوید. دیوارها را فرو ریزید و درآغوشش بگیرید. فریاد برآورید و بخوانیدش زیرا چه شب ها و روزها شما را به سوی خود خوانده و خود را ناخوانده انگاشته اید ...
او را. او را. او را. بنگریدش. و لحظه ای رهایش نکنید.
چشمانتان را بگشایید و ببینید. اودوباره می آید ."
از همه ی دوستانی که لطف کردند و تولدم را تبریک گفتند ممنون ![]()
یه داستان جهت تشکر از همه ی دوستان امیدوارم لذت ببرید
مردي بود بسيار متمكن و پولدار روزي به كارگراني براي كار در باغش نياز داشت . بنابراين پيشكارش را به ميدان شهر فرستاد تا كارگراني را براي كار اجير كند .
پيشكار رفت و همه ي كارگران موجود در ميدان شهر را اجير كرد و آورد و آن ها در باغ به كار مشغول شدند . كارگراني كه آن روز در ميدان نبودند ، اين موضوع را شنيدند و آنها نيز آمدند .
روز بعد و روزهاي بعد نيز تعدادي ديگر به جمع كارگران اضافه شدند . گر چه اين كارگران تازه ، غروب بود كه رسيدند ، اما مرد ثروتمند آنها را نيز استخدام كرد . شبانگاه ، هنگامي كه خورشيد فرو نشسته بود ، او همه ي كارگران را گردآورد و به همه ي آنها دستمزدي يكسان داد . بديهي است آناني كه از صبح به كار مشغول بودند ، آزرده شدند و گفتند :
اين بي انصافي است . چه مي كنيد ، آقا ؟ ما از صبح كار كرده ايم و اينان غروب رسيدند و بيش از دو ساعت نيست كه كار كرده اند . بعضي ها هم كه چند دقيقه پيش به ما ملحق شدند . آن ها كه اصلاً كاري نكرده اند .
مرد ثروتمند خنديد و گفت : به ديگران كاري نداشته باشيد . آيا آنچه كه به خود شما داده ام كم بوده است ؟
كارگران يكصدا گفتند : نه ، آنچه كه شما به ما پرداخته ايد ، بيش تر از دستمزد معمولي ما نيز بوده است . با وجود اين ، انصاف نيست كه ايناني كه دير رسيدند و كاري نكردند ، همان دستمزدي را بگيرند كه ما گرفته ايم .
مرد دارا گفت : من به آنها داده ام زيرا بسيار دارم . من اگر چند برابر اين نيز بپردازم ، چيزي از دارائي من كم نميشود . من از استغناي خويش مي بخشم .
شما نگران اين موضوع نباشيد . شما بيش از توقعتان مزد گرفته ايد پس مقايسه نكنيد . من در ازاي كارشان نيست كه به آنها دستمزد مي دهم ، بلكه مي دهم چون براي دادن و بخشيدن بسيار دارم . من از سر بي نيازي ست كه مي بخشم .
مسيح گفت : بعضي ها براي رسيدن به خدا سخت مي كوشند . بعضي ها درست دم غروب از راه مي رسند . بعضي ها هم وقتي كار تمام شده است ، پيدايشان مي شود . اما همه به يكسان زير چتر لطف و مرحمت الهي قرار مي گيرند .
شما نميدانيد كه خدا استحقاق بنده را نمي نگرد ، بلكه دارائي خويش را مي نگرد . او به غناي خود نگاه مي كند ، نه به كار ما . از غناي ذات الهي ، جز بهشت نمي شكفد .
بايد هم اينگونه باشد . بهشت ، ظهور بي نيازي و غناي خداوند است . دوزخ را همين خشكه مقدس ها و تنگ نظرها برپا داشته اند . زيرا اينان آنقدر بخيل و حسودند كه نميتوانند جز خود را مشمول لطف الهي ببينند .
امروز روز تولدمه اما نمیدونم یک سال به عمرم اضافه
می شه یا یک سال از عمرم کم می شه![]()

در یک بعد از ظهر نوجوانی به سرعت به سمت تابلوی اعلانات مدرسه ی خود در کنار سالن ورزشی رفت. وقتی داشت به لیستی که در آن معلوم می شد آیا رویاهای او برای پیوستن به تیم بسکتبال دبیرستان به حقیقت پیوسته یا نه نگاه می کرد قلبش به شدت می تپید . او چندین بار لیست را خوانده بود هر بار نتیجه همان بود. اسم او در لیست نبود .او رد شده بود. آن روز و آن لحظه می توانست زندگی او را تغییر دهد.
او ناامید نشد و در طول سال بعد روزی ۴ تا ۶ ساعت در پارکی که نزدیک خانه اش بود تمرین می کرد و هرگز شرایط جوی برای او مهم نبود. بسیاری از شبها به تنهایی زیر نور ماه تمان حرکت ها و ضربه هایی را تمرین می کرد که برای رفتن به تیم لازم داشت.
اما این ماجرا پایان خوشی داشت. او توانست وارد تیم شود. «مایکل جوردن» توانست پس از ناکامی به بزرگترین بسکتبالیست در تمام اعصار مبدل شود.
موفقیت یا شکست شما در زندگی در گرو تعداد مانع هایی نیست که به آن برخورد می کنید بلکه به چگونگی برخورد شما با آن مانع ها بستگی دارد .
مایکل جوردن یک انتخاب داشت. او می توانست شکستش را به خود نسبت دهد مربی را ملامت کند همه چیز را رها کند و یا آن کاری را بکند که کردیعنی به کار و تلاش خود ادامه دهد.
اما آیا اگر «جوردن» در مقابل شکست خود نمی ایستاد می توانست به این مقام دست یابد؟
با تمام وجود اعتقاد دارم که « هر چیزی که ما را به کشتن ندهد ما را قوی تر می کند»
اگر در سختی ها راه مثبت را انتخاب کنید می توانید زمام زندگی را به دست بگیرید.
مک اندرسون

