|
|
|
|
|
به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه شماره هفت مهندس موسوی به این شرح است: بسمه تعالی هموطنان عزیز در پی مانع تراشی ها و تهدیدهای مکرر که در عمل،انتشار روزنامه کلمه سبز را پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری متوقف کرده بود، به این حد نیز اکتفا نشد و شبانگاه دوشنبه 1/4/88 دفتر روزنامه مورد هجوم مأموران امنیتی قرار گرفت و کارکنان شریف آن، دستگیر و روانه بازداشتگاه شدند. در حالی که مقامات کشور و رسانه های دولتی مرتبا بر قانون و اجرای آن تأکید می کنند و معترضان به تقلب وسیع صورت گرفته در انتخابات، به قانون شکنی متهم می شوند، چنین برخوردی با روزنامه ای که با اخذ مجوز قانونی شروع به انتشار نموده و مسوولان، دبیران، خبرنگاران و کادر فنی و اداری آن، غیرقابل درک است، مگر با قبول آنکه برای عده ای حاکمیت قانون تا جایی پذیرفته است که برای محدود کردن اعتراض مخالفان باشد و نه چیزی دیگر. این قانون شکنی در حالی صورت می گیرد که دیگر رسانه هایی که از طریق آنان ارتباط اینجانب با جامعه برقرار می شد و نیز مطبوعات و رسانه های غیردولتی مورد محدودیت جدی قرار گرفته اند و تنها مجرای باز برای اطلاع رسانی به مردم جریان خبرسازی یک سویه رسانه ملی و رسانه های دولتی است و متأسفانه جامعه را به سمت دریافت اطلاعات از طریق رسانه های خارجی سوق می دهد. این برخوردهای غیرقانونی، مبتنی بر تحلیل نادرست دولت از شرایط اجتماعی حاکم است که راه را برای نفوذ بیگانگان در تحولات کشور باز می کند و حرکت در مسیر اصلاح امور جامعه را در چارچوب مبانی نظام جمهوری اسلامی دشوار می سازد. ضمن اعتراض شدید به تداوم این رویه های غیرقانونی، بر حق ملت ایران در استفاده از ظرفیت های قانون اساسی برای ابراز مخالفت با آنچه در انتخابات اخیر و پس از آن روی داده تأکید می نمایم و آن را جزء لاینفک حقوق آنها بر اساس این سند میثاق ملی میدانم و بر پیگیری آن اصرار میورزم. برادر و خدمتگزار شما- میرحسین موسوی چهارم تیر 1388 |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 17:29 توسط نیایش
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم انقلابی برای آزادی، انقلابی برای احیای کرامت انسانها، انقلابی برای راستی و درستی. در این مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمیر ما سرمایههای عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دستاوردهای ارزشمندی حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسیدند که بهرغم سختترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طلیعههایی از حیات طیبه بود. اطمینان دارم کسانی که آن روزها را دیدهاند به چیزی کمتر از آن راضی نمیشوند.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 9:2 توسط نیایش
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش خبرنگار قلم نیوز، میرحسین موسوی در اجتماع میلیونی مردم تهران و راهپیمایی آنها از شرق تهران تا میدان آزادی در اعتراض به نحوه شمارش آرا اظهار کرد: سلام بر شما ملت عزیز، سلام بر شما هموطنان. آمده ام تا ادای احترام به این همه ایستادگی و آگاهی بکنم. گروههای سیاسی متعددی درخواست مجوز کرده بودند تا یک راهپیمایی در اعتراض به تقلبات وسیع در انتخابات صورت گیرد. چون اجازه داده نشد و بنده شنیدم ممکن است مردم حضور پیدا کنند، آمدم تا همه را ضمن دعوت برای دفاع از حق خود به آرامش دعوت بکنم . آمده ام ، تا بهاری سبز «استقامت کنم» تا «نماد سبز» را به «یغما» نبرند . وی بیان کرد: شما مردم بت شکن هستید ، شیشه شکن نیستید . آن کسانی دیروز اتوبوسها و موتورها را آتش زدند که دیشب به خوابگاههای دانشجویی حمله کردند و وحشیانه ضمن شکستن دست و سر و پا ، عده ای را از پنجره ها بیرون ریختند و عده زیادی را دستگیر کردند . موسوی تاکید کرد که بنده قویاً خواهان آزادی بی درنگ همه این عزیزان هستم و از نیروهای دولتی می خواهم،دست از خشونت علیه مردم و فرزندان آنها بردارند . وی ادمه داد: مردم ما با شعارهای الله اکبر و زیر سایه پرچم سبز اهل بیت (ع) به صورت مسالمت آمیز احقاق حق خود را می خواهند و احساس می کنند به شعور آنها بی احترامی شده است . من نامه ای به شورای نگهبان نوشته ام و موارد تخلف را شرح داده ام، گر چه امیدوار به شورای نگهبان نیستم. تعداد زیادی از اعضای شورای نگهبان در طول انتخابات بی طرفی خود را نگه نداشتند و از کاندیدای دولتی حمایت کردند . موسوی بیان کرد: من از شما ملت عزیز، زنان و مردان، دانشجویان، روحانیون، هنرمندان، بازاریان، کارگران و کارمندان وهمه اقشار تشکر می کنم، به ویژه از اقلیت های عزیز. وی افزود: ما باید با الله اکبر هایمان و از طریق راههای قانونی به دنبال حق پایمال شدة مردم خود باشیم و بتوانیم جلوی این پدیده، این دروغ آخرین، یعنی این تقلب و شعبده بازی حیرت آور بایستیم. موسوی اظهار کرد: راه حل بنده، ابطال این انتخابات مخدوش است و این کمترین هزینه را برای ملت ما خواهد داشت وگرنه از اعتماد ملت به دولت و نظام هیچ چیزی باقی نخواهد ماند. البته من به همه عزیرانی که به تشخیص خود، سایر کاندیداها را انتخاب کرده اند،احترام گذاشته و سر تعظیم فرود میآورم و اعتراضم به عدم مراعات امانتداری و تخلف فاحش دست اندرکاران انتخابات است. وی ادامه داد: مردم ما بر سر این حق خود ایستاده اند و من هم آماده ام همه گونه هزینه ای را برای تحقق آرمان های شما ملت عزیز بپردازم . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 9:2 توسط نیایش
|
|
||
|
|
|
|
|
وقتی موسوی سران عرب را زیر نام خلیج فارس نشاند
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 9:26 توسط نیایش
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 16:14 توسط نیایش
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همه دوستای خوبم
اگه بهتون بگن کسی هست که هر سئوالی در هر زمینه ای داشته باشین پاسخ درست بهتون میده ازش چی می پرسین؟
لطفا با دقت جواب بدین چون جواب شما کمک بزرگی به من می کنه
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 13:15 توسط نیایش
|
|
||
|
|
|
|
|
یک روز عصر پس از شست و شوی اتومبیلم ، آن را مقابل پارکی متوقف کرده و همان طوری که انتظار آمدن همسرم را می کشیدم ، خواستم از فرصت استفاده نموده و ماشینم را خشک نمایم. شخصی که عرف جامعه او را ولگرد می داند. در محوطه ی پارکینگ به سوی من در حرکت بود. به نظر می رسید که نه اتومبیلی داشته باشد نه منزلی و نه پولی. زمانهایی وجود دارد که دوست داری به مردم کمک کنی اما اوقاتی نیز هست که فقط نمی خواهی کسی مزاحمت شود. این یکی از آن اوقات بود . با خودم گفتم :«امیدوارم از من پول نخواهد » و نخواست. او آمد و کنار پیاده رو رو به روی ایستگاه اتوبوس نشست. به نظر نمی رسید که به اندازه ی کافی پول داشته باشد. حتی برای سوار شدن به اتوبوس. پس از چند دقیقه به حرف آمد و گفت :«اتو مبیل قشنگی است.» او ژنده بود ولی فضایی از بزرگی ، اطراف او را احاطه نموده بود. پاسخ دادم متشکرم و به خشک کردن اتومبیلم ادامه دادم. همانطوری که مشغول کار بودم. او نیز ساکت نشسته بود و درخواست پیش بینی شده برای پول ،هرگز مطرح نشد. همانطوری که سکوت بین ما طولانی تر می شد، چیزی درون من می گفت :«از او بپرس که آیا به کمکی نیاز دارد؟» مطمئن بودم که پاسخ او مثبت است ولی به ندای درونم اعتماد کرده و سئوال کردم :«آیا به کمکی نیاز دارید؟» او در سه کلمه ی ساده و عمیق پاسخی داد که من هرگز آن را فراموش نخواهم کرد. او گفت :«همه این طور نیستیم؟» حقیقت داشت، من نیز به کمک محتاج بودم اما نه برای کرایه ی اتوبوس یا مکانی برای خوابیدن اما من هم نیازمند بودم. به سراغ کیفم رفتم مبلغی به او کمک کردم که نه تنها برای کرایه ی اتوبوس کافی بود بلکه برای تهیه ی یک وعده غذای گرم و سرپناهی برای شب. آن سه کلمه کوتاه هنوز هم واقعیت دارند. مهم نیست که شما تا چه میزان تربیت شده اید ، مهم نیست شما چقدر کم دارید و یا تا چه حد زیر بار مشکلات هستید. حتی بدون پول یا محلی برای خواب شما نیز می توانید کمک کنید، حتی اگر یک لبخند و یا یک تعریف باشد، می توانید آن کار را انجام دهید. یادتان باشد هنگامی که با کسی برخورد می کنید که به نظر همه چیز دارند ، منتظر شما هستند تا به آنان چیزی را که ندارند بدهید، شاید آن مرد تنها یک بی خانمان غریبه و یک سرگردان خیابانها بودو یا شاید فراتر از آن ، از طرف قدرتی عظیم و خردمند برای کمک به روح من فرستاده شده بود. شاید خداوند پایین را نگریست و فرشته ای را صدا کرد. او را شبیه یک ولگرد آراست و سپس گفت :« برو به سوی آن مرد که در حال تمیز کردن اوتومبیلش است. او نیازمند یاری است» منبع:مجله شادکامی |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 10:42 توسط نیایش
|
|
||
|
|
|
|
|
یکی از همکاران که برای انجام کاری به قزوین رفته بود با حال عجیبی برگشت شرکت بی قرار بود علت را پرسیدیم گفت در قزوین وقتی وارد اداره شدم متوجه شدم تمام کارکنان دارند گریه می کنند علت را جویا شدم گفتند ما همکاری داشتیم که فلج بود و گویا وقتی شب گذشته سریال حضرت یوسف پخش می شود و او می بیند که حضرت یعقوب پیراهن را بر چشم می گذارد و بینا می شود بشدت دلش می شکند و می گوید خدایا یعقوب چون پیامبر بود او را شفا دادی؟! پس من که نه پسری چون یوسف دارم و نه خودم ارج و مقامی دارم و جز تو کسی رو ندارم از که باید شفا بخواهم و خلاصه کلی گریه می کند و با خدا راز و نیاز می کند صبح از خواب بیدار می شود و با سرعت کارهایش را می کند و آماده می شود و از منزل خارج می شود و وسط پیاده رو ناگهان به خودش می آید و می بیند دارد با پاهای خودش راه می رود و متوجه نبوده از هیجان بیهوش می شود
پروردگارا ! به عزت و جلالت سوگند، اگر از درم برانی، این آستانه را ترک نخواهم کرد و دست از تملقت برنخواهم داشت چرا که وجود و کرمت را بسیار دیده ام! حتی اگر مرا در غل و زنجیر افکنی و رخمتت را از من دریغ نمایی و آن گاه فرمان دهی به آتشم دراندازند و میان من و بندگانت جدایی افکنی، هر گز از تو قطع امید نخواهم کرد! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 10:13 توسط نیایش
|
|
||
|
|
|
|
|
در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگ ترین دانشمندان دنیا از جمله بور، فرمی، شوریندگر و دیراگ و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارت های دعوت را طراحی می کنند و حاشیه آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گل ها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد. آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت: وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گل های مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درخت ها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است. بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند، موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که به مراتب بلندتر انتخاب شده بود، انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت، دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند. آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه رویش. ماهی با "م" به نشانه جنبش، آینه با " آ " به نشانه یک رنگی، شمع با " ش" به نشانه فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرف ها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند. بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای میهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه فضاست و نارنج نشانه کره زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!" خیلی جالب است که آدم به بهانه نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند. خاطرات مهندس ایرج حسابی
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 17:40 توسط نیایش
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به همه دوستان
چیزی است که خیلی مرا ناراحت کرده و آن اینست که در کره شخصیتی مثل یانگوم وجود داشته که سریال جواهری در قصر آن شخصیت را به همه دنیا شناساند خدماتی که یانگوم به مردم کره کرده قابل تقدیر است و کره ای ها مردمانی بسیار قدردان هر توریستی که به کره رود میتواند از پارک یانگوم بزرگ دیدن کند و حتی در مدارس واحد درسی تدریس می شود به نام یانگوم بزرگ کاش این حس قدرشناسی را ما هم داشتیم. ما در ایران علاوه بر چهره هایی که همه می شناسند پروفسور حسابی را داشتیم اما تا چه حد او را می شناسیم؟آیا شما می دانید خدماتی را که ایشان انجام دادند ؟ می دانید همین دانشگاه تهران که الان هر جوانی آرزوی ورود به آن را دارد بنا به در خواست پروفسورحسابی و با زحمات زیاد و سماجت ایشان ساخته شده ؟! می دانید که اولین رادیو را در زمانی که هنوز در ایران برق نبود ایشان با استفاده از ۸۰ استکان (برای ساخت پیل الکتریکی)ساختند؟!
پروفسور حسابي ، چهره برجسته علم و فرهنگ معاصر ، پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران ، بنيانگذار دانشگاه ، و علوم نوين در كشور ، در سال ۱۲۸۱ شمسي ، از پدر و مادري تفرشي ، در تهران متولد شدند . لازم به ذکر است که ایشان چون قادر نبودند شهریه پرداخت کنند تحصیلات ابتدایی را در مدارس کشیشان فرانسوی که رایگان بود گذراندند پس از طی در جات ابتدایی و دبیرستان در هفده سالگی نخستین لیسانسشان را دررشته ادبیات عرب از دانشگاه آمریکایی بیروت دریافت داشتند . همچنین در سن نوزده سالگی، لیسانس بیولوژی و پس از آن مدرك مهندسی راه و ساختمان را اخذ نمودند. استاد همچنین در رشته های پزشكی، ریاضیات و ستاره شناسی به تحصیلات آكادمیك پرداختند. شركت راهسازی فرانسوی كه استاد در آن مشغول به كار بودند، به پاس قدردانی از زحماتشان، ایشان را برای ادامه تحصیل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدین ترتیب در سال1924 (م) به مدرسه عالی برق پاریس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصیل شدند وهمزمان توانستند در رشته مهندسی معدن در دانشگاه سوربن فرانسه تحصیل کنند . سپس به دلیل وجود روحیه علمی، به تحصیل و تحقیق، در دانشگاه سوربن، در رشته فیزیك پرداختند و در سال 1927 (م) در سن بیست و پنج سالگی دانشنامه دكترای فیزیك خود را، با ارائه رساله ای تحت عنوان "حساسیت سلول های فتوالكتریك"، با درجه عالی دریافت كردند. استاد با شعر و موسیقی سنتی ایران و موسیقی كلاسیك غرب به خوبی آشنایی داشتند وایشان در چند رشته ورزشی موفقیت هایی كسب نمودند كه از آن میان می توان به دیپلم نجات غریق در رشته شنا اشاره نمود. همچنین پروفسورحسابی به چهارزبان انگلیسی ، فرانسه ، آلمانی وعربی سخن می گفت وبه زبانهای سانسکریت ، لاتین ، یونانی ، پهلوی ، اوستایی ، ترکی و ایتالیایی تسلط داشت . از نکات جالب توجه این دانشمند و فیزیکدان هموطن دلبستگی ویژه به مفاخرایرانی اسلامی بود که ازجمله می توان به تعلق خاطرایشان به زبان فارسی یاد کرد ، به همین سبب وی برای واژه های دخیل درفارسی، معاد ل یابی می کرد که نتایج زحماتش در فرهنگنامه ای گرد آمده که توسط انتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی چاپ شده است. پروفسور حسابی به دلیل عشق به میهن و با وجود امكان ادامه تحقیقات در خارج از كشور به ایران بازگشت و با ایمان و تعهد، به خدمتی خستگی ناپذیر پرداخت تا جوانان ایرانی را با علوم نوین آشنا سازد. پایه گذاری علوم نوین و تاسیس دارالمعلمین و دانشسرای عالی، دانشكده های فنی و علوم دانشگاه تهران، نگارش ده ها كتاب و جزوه و راه اندازی و پایه گذاری فیزیك و مهندسی نوین، ایشان را به نام پدر علم فیزیك و مهندسی نوین ایران در كشور معروف كرد. ازآن دانشمند فقید بیست وپنج مقاله وکتاب به زیورطبع آراسته شده است . دکترحسابی درسال 1990 میلادی به عنوان مرد نخست علمی جهان معرفی شد ودرسال 1366 درکنگره 60 سال فیزیک کشور لقب پدر فیزیک ایران را به خود گرفت . اودرچنین روزی درسال 1371 دربیمارستان دانشگاه ژنوبه هنگام معالجه قلبی دارفانی را وداع گفت .
آرامگاه ایشان در تفرش حدود هفتاد سال خدمت علمی ایشان در گسترش علوم روز و واژه گزینی علمی در برابر هجوم لغات خارجی و نیز پایه گذاری مراكز آموزشی, پژوهشی, تخصصی, علمی و ..., از جمله اقدامات ارزشمند استاد به شمار می رود كه برای نمونه به مواردی اشاره می كنیم:_ اولین نقشه برداری فنی و تخصصی كشور (راه بندرلنگه به بوشهر) _ اولین راهسازی مدرن و علمی ایران (راه تهران به شمشك) _ پایه گذاری اولین مدارس عشایری كشور _ پایه گذاری دارالمعلمین عالی _ پایه گذاری دانشسرای عالی _ ساخت اولین رادیو در كشور _ راه اندازی اولین آنتن فرستنده در كشور _ راه اندازی اولین مركز زلزله شناسی كشور _ راه اندازی اولین رآكتور اتمی سازمان انرژی اتمی كشور _ راه اندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران _ تعیین ساعت ایران _ پایه گذاری اولین بیمارستان خصوصی در ایران, به نام بیمارستان "گوهرشاد" _ شركت در پایه گذاری فرهنگستان ایران و ایجاد انجمن زبان فارسی _تدوین اساسنامه طرح تاسیس دانشگاه تهران _ پایه گذاری دانشكده فنی دانشگاه تهران _ پایه گذاری دانشكده علوم دانشگاه تهران _ پایه گذاری شورای عالی معارف _ پایه گذاری مركز عدسی سازی اپتیك كاربردی در دانشكده علوم دانشگاه تهران _ پایه گذاری بخش آكوستیك در دانشگاه و اندازه گیری فواصل گام های موسیقی ایرانی به روش علمی _ پایه گذاری و برنامه ریزی آموزش نوین ابتدایی و دبیرستانی _ پایه گذاری موسسه ژئوفیزیك دانشگاه تهران _ پایه گذاری مركز تحقیقات اتمی دانشگاه تهران _ پایه گذاری اولین رصدخانه نوین در ایران _ پایه گذاری مركز مدرن تعقیب ماهواره ها در شیراز _ پایه گذاری مركز مخابرات اسدآباد همدان _ پایه گذاری انجمن موسیقی ایران و مركز پژوهش های موسیقی _ پایه گذاری كمیته پژوهشی فضای ایران _ ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی كشور (در ساختمان دانشسرای عالی در نگارستان دانشگاه تهران) _ تدوین اساسنامه و تاسیس موسسه ملی ستاندارد _ تدوین آیین نامه كارخانجات نساجی كشور و رساله چگونگی حمایت دولت در رشد این صنعت _ پایه گذاری واحد تحقیقاتی صنعتی سغدایی (پژوهش و صنعت در الكترونیك, فیزیك, فیزیك اپتیك, هوش مصنوعی) _ راه اندازی اولین آسیاب آبی تولید برق (ژنراتور) در كشور _ ایجاد اولین كارگاه های تجربی در علوم كاربردی در ایران _ ایجاد اولین آزمایشگاه علوم پایه در كشور آثار از آثارایشان می توان به موارد زیر اشاره کرد: _ نگارش كتاب" فرهنگ حسابی " _ نگارش كتاب" فرهنگ نامهای ایرانی " _ نگارش "راه ما", 1935 _ تدوین قانون تاسیس دانشگاه تهران, 1312 _ نگارش كتاب فیزیك دوره اول متوسطه(دبیرستان), 1318 _ تدوین صورتجلسه آكادمی ملی علوم, 1326 _ تدوین آیین نامه امور مالی دانشگاه تهران, 1340 _ نگارش "فیزیك جدید و فلسفه ایران باستان", تهران, 1342 _ نگارش "شجره نامه خانواده حسابی", 1346 _ نگارش "توانایی زبان فارسی", تهران, 1350 _ گردآوری "دیوان حسابی", متعلق به قرن 17, 1354 _ نگارش "وندها و گهواژه های فارسی", 1368 _ نگارش "چگونگی تاریخ ایران " _ نگارش "یادواره پروفسور اینشتین" به مناسبت درگذشت ایشان در دانشگاه تهران _ تدوین افعال فرانسه به فارسی _ تحقیق در مورد دیوان حافظ و تفسیر غزلیات حافظ _ تحقیق در مورد گلستان سعدی _ تحقیق در مورد دیوان باباطاهر _ رساله دكترا "حساسیت سلول های فتوالكتریك", چاپ دانشگاه پاریس, 1927 _ نگارش رساله "تفسیر امواج دوبروی", به زبان فرانسه, 1945 _ تحقیق علمی "استنتاج ساختمان ذرات اصلی هسته اتم از نظریه نسبیت عمومی اینشتین ", دانشگاه پرینستون, 1946 _ نگارش رساله "ماهیت ماده", دانشگاه تهران, 1946 _ نگارش مقاله "ذرات پیوسته", چاپ آكادمی علوم آمریكا, 1947 _ تحقیق اثر مجاورت ماده بر مسیر نور در دانشگاه شیكاگو با عنوان همكار تحقیقاتی در انیستیتوی علوم هسته ای شیكاگو, 1947 _ تحقیق علمی در دانشگاه شیكاگو, درباره "انحراف شعاع نوارانی در مجاورت ماده", 1948 _ تحقیق علمی "اصلاح قانون جاذبه عمومی نیوتن" و "قانون میدان الكترومانیتیك ماكسول", 1326 _ تحقیق علمی "اثر ماده بر مسیر عبور نور و انحراف شعاع نورانی د ر مجاورت سطح یك جسم", انیستیتو علمی شیكاگو, 1326 _ نگارش كتاب "الكترودینامیك" _ نگارش كتاب "نگره الكتریكی" _ نگارش كتاب "دیدگانی فیزیكی", دانشگاه تهران, 1340 _ نگارش كتاب "نگره كاهنربایی", دانشگاه تهران, 1345 _ نگارش كتاب "فیزیك حالت جامد", دانشگاه تهران, 1348 _ نگارش كتاب "دیدگانی كوانتیك", دانشگاه تهران, 1358 _ نگارش "واژه نامه تخصصی فیزیك", 1340 تا 1369 _ ادامه تحقیق نظری مربوط به "ساختمان ذرات اصلی هسته اتم", دانشگاه تهران و تحقیق آزمایشگاهی درباره "عبور نور در مجاورت ماده" در دانشكده علوم دانشگاه تهران _ تحقیق درباره اثر "موسبوئر " _ نگارش مقاله "وجود ذره باردار با جرمی بزرگتر الكترون " _ تحقیق درباره انواع ذرات اصلی و تعداد آنها _ تحقیق درباره شكل فرمول قانون نیروی جاذبه _ تحقیق درباره شكل فرمول قانون نیروی جاذبه الكتریكی _ تحقیق درباره شكل فرمول قانون نیروی جاذبه مغناطیسی _ تحقیق درباره شكست نور در نزدیكی سطح یك جسم _ تحقیق در مورد لیزرها و نور همدوس _ تحقیق در مورد ارتعاش هسته مغناطیس _ نگارش رساله "نظریه ذره های بی نهایت گسترده", دانشگاه تهران,1977 لحظات آخر عمر ایشان
فکر نمی کنید به نسبت خدماتی که ایشان انجام داده اند ما در شناخت ایشان کوتاهی کردیم در حالیکه در دانشگاههای ارپا و آمریکا کتب ایشان تدریس می شود ما چقدر از ایشان استفاده کردیم پروفسور حسابی و انیشتن مطلبی که در ادامه می آید خلاصه شده بخش ملاقات با اینشتن از کتاب استاد عشق به قلم ایرج حسابی پسرپروفسور می باشد , هرچند این کتاب تنها کتابی است که بطور مشخص به زندگی نامه پروفسور حسابی پرداخته است واطلاعات بسیار ارزشمندی از زندگی این استاد ایرانی ارایه داده است , اما نوع نگارش آن خالی ازمشکل نیست و نکته مهمتر تاریخ حوادث است که بطور مشخص به آنها دركتاب اشاره اي نشده است , اما خلاصه بخش ملاقات با اینشتن
پروفسور حسابی چند نظریه مهم در علم فیزیک داشتند که مهمترین و آخرین آنها نظریه بی نهایت بودن ذرات بود , در این ارتباط با چندین دانشمند اروپایی مکاتبه و ملاقات می کنند و همه آنها توصیه می کنند که بهتر است که بطور مستقیم با دفتر پروفسوراینشتن تماس بگیرد بنابراین ایشان نامه ای همراه با محاسبات مربوطه را برای دفتر ایشان در دانشگاه پرینستون می فرستند بعد از مدتی ایشان به این دانشگاه دعوت میشوند و وقت ملاقاتی با دستیار اینشتن برایشان مشخص میشود پس از ملاقات با پروفسور شتراووس به ایشان گفته می شود که برای شما وقت ملاقاتی با پروفسور اینشتن تعیین می شود که نظریه خود را بصورت حضوری با ایشان مطرح کنید , پروفسور حسابی نقل می کنند که
وقتی برای اولین باربا بزرگترین دانشمند فیزیک جهان آلبرت اینشتن روبه رو شدم ایشان را بی اندازه ساده , آرام و متواضع یافتم و البته فوق العاده مودب و صمیمی! زودتر از من در اتاق انتظار دفتر خودش , به انتظار من نشسته بود و وقتی من وارد شدم با استقبالی گرم مرا به دفتر کارش برد و بدون اینکه پشت میزش بنشیند کنار من روی مبل نشست , نظریه خود را در ارتباط با بی نهایت بودن ذرات برای ایشان توضیح دادم ، بعد از اینکه نگاهی به برگه های محاسباتی من انداختند ، گفتند که ما یکماه دیگر با هم ملاقات خواهیم کرد
یکماه بعد وقتی دوباره به ملاقات اینشتن رفتم به من گفت : من به عنوان کسی که در فیزیک تجربه ای دارم می توانم به جرات بگویم نظریه شما در آینده ای نه چندان دور علم فیزیک را متحول خواهد کرد باورم نمی شد که چه شنیده ام , دیگر از خوشحالی نمی توانستم نفس بکشم , در ادامه اما توضیح دادند که البته نظریه شما هنوز متقارن نیست باید بیشتر روی آن کار کنید برای همین بهتر است به تحقیقات خود ادامه دهید من به دستیارم خواهم گفت همه امکانات لازم را در اختیار شما بگذارند, به این ترتیب با پی گیری دستیار و نامه ای با امضا اینشتن بهترین آزمایشگاه نور آمریکا در دانشگاه شیکاگو امکانات لازم را در اختیار من قرار داد و در خوابگاه دانشگاه نیز یک اتاق بسیار مجهز مانند اتاق یک هتل در اختیار من گذاشتند , اولین روزی که کارم را در آزمایشگاه شروع کردم و مشغول جابجایی وسایل شخصی بر روی میزم و کشوهای آن بودم , متوجه شدم یک دسته چک سفید که تمام برگه های آن امضا شده بود در داخل یکی از کشوها جا مانده است , بسرعت آن را نزد ریس آزمایشگاه بردم و مسله را توضیح دادم , ریس آزمایشگاه گفت این دسته چک جا نمانده متعلق به شما است که تمام نیازمندیهای تحقیقاتی خود را بدون تشریفات اداری تهیه کنید این امکان برای تمام پژوهشگران این آزمایشگاه فراهم شده است , گفتم اما با این روش امکان سو استفاده هم وجود دارد؟ او در پاسخ گفت درصد پیشرفت ما از این اعتماد در مقابل خطا های احتمالی همکاران خیلی ناچیز است
بعد از مدتها تحقیق بالاخره نظریه ام آماده شد و درخواست جلسه دفاعیه را به دانشگاه پرینستون فرستادم و بالاخره روز دفاع مشخص شد , با تشویق حاضرین در جلسه , وارد سالن شدم و با کمال شگفتی دیدم اینشتن در مقابل من ایستاد و ابراز احترام کرد و به دنبال او سایر اساتید و دانشمندان هم برخواستند , من که کاملا مضطرب شده و دست وپای خود را گم کرده بودم با اشاره اینشتن و نشتستن در کنار ایشان و کمی صحبت که با من کردند آرام تر شده و سپس به پای تخته رفتم و شروع کردم به توضیح معادلات و محاسباتم و سعی کردم که با عجله نظراتم را بگویم که پروفسور اینشتن من را صدا کرده و گفتند که چرا اینهمه با عجله ؟ گفتم نمی خواهم وقت شما و اساتید را بگیرم ولی ایشان با محبت گفتند خیرالان شما پروفسور حسابی هستید و من و دیگران الان دانشجویان شما هستیم و وقت ما کاملا در اختیار شماست
آن جلسه دفاعیه برای من یکی از شیرین ترین و آموزنده ترین لحظات زندگیم بود من در نزد بزرگترین دانشمند فیزیک جهان یعنی آلبرت اینشتن از نظریه خودم دفاع می کردم و و مردی با این برجستگی من را استاد خود خطاب کرد و من بزرگترین درس زندگیم را نیز آنجا آموختم که هر چه انسانی وجود ارزشمند تری دارد همان اندازه متواضع , مودب و فروتن نیز هست !! بعد از کسب درجه دکترا اینشتن به من اجازه داد که در کنار او در دانشگاه پرینستون به تدریس و تحقیقاتم ادامه دهم
اما بعد از مدتی استاد انتخاب دیگری کردند که شرح آن را در مطلب قبلی با عنوان تحقق یک رویا بیان کردم , برای اطلاعات بیشتر از خدمات و فعالیتهای پرفسور حسابی می توانید به سایتهای زیر مراجعه کنید
دوستانی که مایلند اطلاعات بیشتری کسب کنند می توانند کتاب استاد عشق را که پسر ایشان دکتر ایرج حسابی نوشته اند و شرح زندگینامه بسیار جالب و آموزنده استاد حسابی است مطالعه نمایند |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 14:33 توسط نیایش
|
|
||